تبليغاتX
شاهزاده امي تيس princes emitis

شاهزاده امي تيس princes emitis

نگيني گمشده در تاريخ كهن ايران باستان

سرکار خانم نسیم

ممنونم با من تماس گرفتید

برای بار دیگر باید عرض کنم تاریخ ما کامل نیست و مقداری هم که هست به دست افراد متعددی نوشته شده پس باید بپذیریم . ولی چون خواندن تاریخ کمی سخت است پس بعضی از نویسندگان همانند من تاریخ را در غالب رمان به خواننده عرضه میکنند  .  آن هم تاریخی که در منابع خودشان است و یا خود می پسندند !!! مورد پارمیس هم همینطور است و من با تکیه بر منابع تاریخی باید این دختر را که هیچ نام و نشانی در تاریخ ندارد به بقیه بشناسانم . فکر میکنید باید چکار کنم ؟

از پارمیس چیزی نیست ولی از دیگر شخصیتها که هست ! پس من با تکیه بر داشته ها این زن را به این صورت خلق کردم تا هشتاد سال از تاریخ گهر بار ایران را نشانتان بدهم و شما هم با رغبت آن را بخوانید .

اگر نمیتوانم شما را مجاب کنم از حضورتان عذر میخواهم . بدرود

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 21:15  توسط morteza safari  | 

جواب به سرکار خانم آوا

سرکار خانم آوا

از لطفتان به بنده سپاسگزارم .

فرموده بودید تاریخی که من در کتاب نشان داده ام واقعی است یا نه ؟

باید بگویم تاریخ واقعی است و از روی اسنادی که موجود است نوشته شده ولی بیشتر شخصیتها ساخته و خواسته من بودند . در رابطه با تاریخ هم باید بگویم چون تاریخ را افراد متعدد و در زمانهای مجزا ثبت نموده اند و بیشترش را هم یونانیان که مدت زیادی دشمن ما بودند نوشته اند نمیتوانیم بگوئیم که همین است تاریخ ما / پس تاچار باید بپذیریم .

نویسنده رمان باید داستانش را با تاریخ پیش ببرد و با استفاده از داستانش خواننده را ترغیب به خواندن ادامه داستان بنماید . من نیز چنین کردم .

در مورد کمبوجیه وبردیه هم در چندین منبع این تائید شده و این دو برادر دوقلو بوده اند . ولی در مورد پارمیس ! نام او در تاریخ هست ولی چیزی که میخوانید ساخته تخیلات من است . در واقع من بعد از کنکاش بسیار در تاریخ و سابقه خاندان و همسرش داریوش به این نتیجه رسیدم که پارمیس باید چنین زنی باشد . امیدوارم از خواندن این رمان پشیمان نشده باشید ! چون تاریخ ما ارزش آن را دارد که برایش هر کاری انجام شود حتی اگر لازم باشد شخصیتهایی ساخته خود را در آن جا دهیم چون جای خالی بسیاری از چیزها در تاریخ وجود دارد . در پایان از شما خواهشنمدم این کتاب را به منزله یک رمان بنگرید نه تاریخ !!!

باز هم از تماستان متشکرم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 10:44  توسط morteza safari  | 

معرفی کار جدید رمان تاریخی منصور ( نگاهی نو و خاص به شاهنامه )

خدمت بزرگواران همراه / عرض ادب و احترام دارم

دیروز کلمه پایان کتاب اول شاهنامه را هم تایپ کردم . چقدر خوشحال شدم که کتاب با ارزش دیگری را هم تقدیم جامعه جوان این مرز و بوم میکنم .

این کتاب در واقع شاهنامه و داستانهای زیبای آن است که من با سبک خود از آن کتاب با عظمت و با ارزش رمانی ساختم تا دوستانی چون خودم را به این کار ارزشمند حکیم فردوسی آشتی دهد . من زندگی فردوسی و داستانهای شاهنامه را در غالب این رمان به تمام دوستداران ادب فارسی تقدیم میکنم. نام این رمان تاریخی را هم منصور گذاشتم . یعنی قدم به قدم با او همراه شدم و با او زندگی کردم و در مسافرتهای او همراهش رفتم و هر داستانی را هم که شنید بیان نمودم . این رمان برای نمایشگاه کتاب تهران رونمایی خواهد شد به شرطی که بتواند مجوز اداره ارشاد را بگیرد . انشا الله که خواهد گرفت .  

رمان تاریخی منصور بیشتر از هشتصد صفحه درآمد البته فقط جلد و کتاب اولش . جلد دوم را هم به زودی آغاز خواهم کرد .

دعا کنید دلخواه همه از آب دربیاید . چون من روزها و شبهای بسیاری را به پای کتاب اولش گذاشتم و حیف است این زحمات بر باد رود .

دوستتان دارم  . موفق و پیروز باشید . 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 12:58  توسط morteza safari  | 

امی تیس اسطوره ای جدید

بعد از چاپ چهارم امی تیس به این نتیجه رسیدم که این کتاب کمی با بقیه کتابهای من فرق دارد و آن علاقه مندی دوستان کتابخوان به این کار است و تاثیری که بر خوانندگان عزیز میگزارد . که تقریبا تمام مخاطبان را تحت تاثیر خود نیز قرار داده است. چندی است که نوشتن کتاب پر بهای دیگری را شروع کرده ام . وقتی قدری در آن کتاب که چیزی به جز شاهنامه فردوسی نیست غرق شدم / دیدم این شهریار بزرگ واقعا با کارش اعجاز کرده و از رستم بی نام و نشان اسطوره ای ساخته بی نهایت بزرگ و ماندنی . ساختن اسطوره چیزی است که با کوشش و زحمت فراوان فکری از ذهن نویسنده برآمده و خواننده هم آن را میپذیرد و باور میکند که چنین کسی حتما و واقعا وجود داشته است . این موضوع مدتی است که فکر مرا مشغول نموده بود و آن اینکه چرا امی تیس اسطوره نباشد ؟ مگر او کم کسی بوده . مگر کوروش کبیر را می توان به راحتی نادیده گرفت و از یاد برد . مگر تاریخ پر بهای ایران چیزی است فراموش شدنی ؟ پس چه ایرادی دارد یکی به اسطوره های ما اضافه شود و امی تیس هم اسطوره ما ایرانیان باشد ؟

مگر یونانیان قدیم و کنونی / قهرمانان بی نام و نشانشان را به اسطوره تبدیل نکرده اند پس چرا ما نکنیم ؟ تاریخ ایران باستان ارزش آن را دارد که هر کاری برایش انجام شود و من نیز بیشترین تلاشم را بر پایه همین ایده گذاشته ام . حال که دوستان زیادی امی تیس را همانطور که نوشتم می دانند و خیلی ها از این کتاب به عنوان منبع برای کارهای خود استفاده می کنند چرا این طور نباشد و او را اسطوره ننامیم . 

اکنون سعیم این است که این کتاب به انگلیسی ترجمه شود و به کشورهای دیگر نیز راه یابد . آن هم توسط یک انگلیسی زبان در امریکا چاپ شود . کار سختی است ولی به یاری ایزد انجام خواهم داد . حال به هر قیمتی شده . چون این تاریخ ماست و باید هر چه بهتر و بیشتر شناسانده شود . البته اشکالاتی که در چاپ اول و دوم داشت را نخواهد داشت . پس منتظر یک اسطوره جدید باشیم و چه بهتر او بزرگترین بانوی هخامنشیان و افتخار ما باشد آن هم  از سرزمین گهر خیز ایران .

دوست دارم از  ایده و نظرات شما عزیزان در این مورد آگاه باشم . متشکرم . بدرود .  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389ساعت 9:17  توسط morteza safari  | 

به لطف ایزد یکی از آرزوهای بزرگم نزدیک است که جامه عمل بپوشد و آن انجام چاپ مجموعه هخامنشیان است که شامل چهار کتاب در یک مجموعه است که شامل کتابهای شاهزاده امی تیس / فرزند بردیا و شمشیر خدایان است که هر کدام در نوع خود رمانهای بی نظیری هستند و مجموع آنها سلسله هخامنشیان را به تصویر کشیده اند . من سعی کردم این مجموعه را یک جا گرداوری کنم و در چهار کتاب حدود ۸۰۰ صفحه ای به علاقمندان رمانهای تاریخی تقدیم کنم . تمام سعی من این است که این مجموعه برای نمایشگاه بیست و سوم کتاب تهران رونمایی و عرضه شود .

اکنون مشغول ویراستاری و کاستن از اشکالات چاپهای قبلی هستم که خوانندگان عزیز بدون کم و کاستی کتاب را شاهد باشند . در کنار آن هم رمان تاریخی « منصور » را آغاز نموده ام که حتم دارم آن نیز رمان بسیار زیبایی خواهد شد . البته شاید کمی چالش برانگیز ... فعلا چیز بیشتری نمیتوانم بگویم ولی کتاب جذابی خواهد بود .

دوستانی که هر یک ازرمانهای مرا میخواهند با شماره من که در کتاب موجود است تماس بگیرند تا ترتیب ارسال کتاب از طریق پست را برایشان بدهم .  موفق پیروز باشید .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 8:24  توسط morteza safari  | 

معرفي رمان جديد

سلام دوستان

بالاخره بعد از روزها كنكاش موفق شدم به نتيجه نهايي برسم و نام رمان جديدم رو بگذارم و اونو به شما معرفي كنم . چون دارم اين كتاب رو تكميل مي‌كنم و حمله اسكندر خونخوار به ايران رو مي‌نويسم و اينكه اين جوان مقدوني چه بلاها که سر ميهن عزيز ما نیآورد و چقدر شهرهاي ما رو ويران كرد و مردم ما رو كشت / ديدم يه اسم رمانتيك براي اين كتاب اصلا مناسب نيست ، از اين رو اسم كتاب رو گذاشتم  شمشير خدايان .

يوناني‌ها و مقدوني‌ها / اسكندر و پدر مادرشو از خدايان مي‌دانستند و براي همين / این نام همچين بي مناسبت نيست ، شمشيری كه يازده سال در ايران هر كاري كرد و اون هم به پشتيباني سربازايي كه فرمانده خودشون را خداي خودشون مي دونستند .

انشاالله تو موقعيتهاي بعدي بيشتر در این باره توضيح خواهم داد . اين كتاب هم براي سال آينده منشتر خواهد شد . كتاب با هشتصد صفحه تقدیم شده و داستاني بسيار جذاب همانند امي‌تيس و فرزند برديا .

موفق و پيروز باشيد .  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 11:0  توسط morteza safari  | 

دوستان لطف دارند و با تماس تلفنی و وبلاگ نشون میدند که موضوع امی تیس براشون بی اهمیت نیست .

من هم خیلی خوشحالم که توانستم با این کاری که شروع کردم تا حد امکان به تاریخ جاودانه کشورمان نزدیک بشم و از اون دوران اطلاعاتی رو که دارم و بدست میارم  خدمت دوستان کتاب خوان عرضه کنم .

شخصیت امی تیس ساخته و پرداخته خود منه و کسی که به روایتی تنها همسر کوروش بوده باید شخصیتی چنینی و یا حتی بالاتر داشته باشه .از این رو این شخصیت خلق شد . . .  

هرچی بیشتر در نوشتن غرق می شدم موضوعات خودبخود جای خودشان را باز می کردند و امی تیس آنی شد که دیدید .من هرگز نمیخوام کوروش رو کوچیک کنم چون به اندازه کافی بزرگ هست که با هیچ قلمی نمیشه او رو کوچیک کرد . شما امی تیس و دورو بریهاش را فقط در قالب یک رمان بخوانید ولی تاریخ ما همونی است که بوده و هست و کشورگشایی های کوروش  و کمبوجیه چیزی نیست که بتونیم از اون بگذریم . منشور حقوق بشر و وصیت نامه اش هم عین واقعیت هستند .

دوستانی گفته اند که کتاب اشکالات زیادی داره ُ من هم قبول می کنم و فقط میتونم بگم عذر می خوام و در چاپ بعدی حتما همه رو رفع خواهم کرد چون اشتباه از جانب انتشارات بود و من هم بی تجربه . باز هم ببخشید  از همتون تشکرمی کنم . بدرود

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 20:57  توسط morteza safari  | 

 همراهان گرامی

دیروز با نمایشگاه بیست و دوم کتاب تهران وداع کردیم و من با وجود خستگی بسیار خیلی خوشحال بودم که در این جمع پر شور حضور داشتم .

یازده روز هر روز از قزوین به تهران می آمدم و در آخر شب باز می گشتم و این بسیار مشکل بود ولی ارزش آن را داشت که با دوستان عزیزی که عطش شدیدی برای دانستن تاریخ باستان میهنمان و افزودن به اطلاعات تاریخی خویش دارند آشنا شوم .

بر خلاف سال قبل /دوستان جوان اطلاعات بسیاری راجع به دوران باستان داشتند و معلوم بود دراین یک سال خیلی ها تا دانسته اند در این باره مطلب خوانده اند که این مایه بسی خوشحالی است و وظیفه ما اهالی قلم را سنگین و سنگین تر می کند . باز هم خوشحالم . . .

باید بگویم من هنوز هم با تردیدهایی در باره رمان امی تیس روبرو هستم و با وجود تلاش زیاد و صرف دوسال وقت برای نوشتن این رمان سنگین نمی دانم آیا کاری که کرده بودم درست بود یا نه ؟ بسیاری از این نوع نوشتن راضی شدند ولی عزیزانی نیز نه ! چون کار اولم بود فکر کردم می توانم با این کار مخاطبان رمان تاریخی را زیاد کنم و همینطور هم شد ولی نباید اینقدر به حاشیه می پرداختم و امی تیسی را که خودم ساخته بودم اینطور بزرگ می کردم . اکنون تجربیات بیشتری دارم و سلیقه خوانندگان را می دانم . من ده بار این رمان را خوانده ام ولی باید باز هم بخوانم و هر چقدر می توانم انرا به واقعیت نزدیک کنم .

من به دوستانی که لطف دارند و با من تماس می گیرند حق می دهم و تمام گفتارشان با دل و جان می پذیرم . چون حق با ایشان است . 

قبلا گفته ام چون امی تیس را خودم درست کردم این شد که او را اینقدر بالا بردم و بنظرم آمد تنها همسر کوروش / باید زنی چنین باشد ولی کارم درست نبود و باید بیشتر دقت کرده واطلاعات بیشتری به دست می آوردم . در هر صورت مرا ببخشید و فقط این کتاب را به عنوان یک رمان بخوانید تا بعدها با تصحیح این داستان زیبا بتوانم به دینم عمل کرده و همه مخاطبان را راضی نگه دارم . متشکرم . 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 8:42  توسط morteza safari  | 

درودی گرم بر شما دوستان گرامی

امروز روز پنجم نمایشگاه بین المللی کتاب تهران است و من خیلی خوشحالم در این جمع بزرگ فرهنگی حضوری فعال دارم .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 9:19  توسط morteza safari  | 

دوستان همراهم

خیلی وقت بود سری به شما نزده بودم . خب تقصیری هم ندارم چون نوشتن رمان تاریخی شاید وقتی به اندازه تمام تاریخ می خواهد و بس ! بعد از اتمام کار رمان سنگین« فرزند بردیا» و داستان « رویای شیرین از پاریس تا برلین » که در اسفند ماه به پایان رسید و به زیر چاپ رفت رمان دیگری به نام « بالتازار » را شروع کرده ام واین کارها بسیار وقت می برند. در این کتاب هم تقریبا قدم به قدم تاریخ را دنبال کرده ام و البته با همان شیوه و همان قلم . البته با کنکاش و دقتی بیشتر چون می دانم وقتی کتابی را به دست می گیریم دوست داریم هیچ عیبی در آن نبینیم .

در رمان امی تیس من واقعا شرمنده شدم که چاپ و ویراستاری کتاب دلخواهم نبود ولی سعی در جبران کارهای گذشته دارم و چاپ سوم را با دقت بیشتری به انجام خواهم رسانید . 

نمایشگاه بیست و دوم کتاب تهران به زودی آغاز خواهد شد و منتظر دیدن روی ماهتان در این نمایشگاه بزرگ هستم . در دو غرفه پذیرای دوستان می باشم و اگر خواستید و دوست داشتید با همراه من تماس بگیرید تا در خدمتتان باشم . دوستتان دارم و اگر فرصت شد سری به من بزنید من با کمال میل پاسخگوی سوالات و شنونده همه نظرات شما خواهم بود . متشکرم  

خوشحالم که امسال با سه عنوان کتاب در خدمت دوستان خواهم بود و بر خود خواهم بالید که دوستان جدیدی یافته ام . کسانی که به تاریخ ایران عزیز عشق می ورزند و همیشه خود را ایرانی می دانند .

از دوستان عزیزم که در امارات و ایالت متحده نیز خواهان رمان امی تیس بودند نیز تشکر می کنم . سر کار خانم ساناز از امارات و سرکار خانم وطنچی از امریکا . امیدوارم که همیشه موفق و پیروز باشید و دنیا به کامتان .

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 9:12  توسط morteza safari  |